سالگرد اعدام سیامك زعیم در 1363

سالگرد اعدام سیامك زعیم

امروز بیست و هفتمین سال اعدام سیامك زعیم به جرم دگراندیشی سیاسی است. سیامك دانش آموخته دانشگاه بركلی، امریكا، در رشته ریاضیات، و یكی از تیزهوش ترین و آگاهترین شخصیت های سیاسی و از رهبران اوپوزیسیون چپ در ایران بود كه جانش را بخاطر خم نشدن در برابر زور و بیداد، خودداری از توبه برای نجات از مرك، و ایستادگی بر باورهای خود از دست داد. او در چنین روزی، پس از تحمل دو سال زندان و شكنجه، در میان استادیوم فوتبال شهر آمل در برابر صدها تماشاچی تیرباران شد و در گوری پنهانی دفن گردید. چه مرگ باشكوهی!

مادرش هنگام دریافت لوازمش از زندان اوین در برابر این پرسش زندانبان كه چرا گریه نمی كنید، پاسخ داد كه "من هرگز لذت دیدن اشگهایم را به شما نمی دهم." او در خلوت اتاقش هنوز برای سیامك می گرید.

كارت پستال تبریك نوروز او به خواهرش در سال 1340، نشانه عشق بی پایان او به ایران، فرهنگ كهن ایران زمین و سربلندی میهن بود.

كورش زعیم

6 بهمن 1390 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 بهمن 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: حقوق بشر در ایران، جنبش های مدنی،     | نظرات()

بیانیه: محكوم كردن ترور دانشمندان ایرانی

بیانیه گروهی از هموندان شورای مركزی جبهه ملی ایران:


كشتن فرزندان دانشمند یك ملت، جنایت علیه بشریت است


آن ترسوهایی كه مبارزه با سیاست خارجی غلط یك كشور را با كشتن دانشمندان ملت آن كشور انجام می دهند با فرقه های تروریستی همچون القاعده چه تفاوتی دارند؟ آیا هوشمندی آنها هم در همان حد است؟

آنها كه دانشمندان آلمانی را در مصر كشتند، آنها كه دهها دانشمند پاكستانی را كشتند تا پاكستان به بمب اتمی دست نیابد، و آنها كه دهها دانشمند عراقی را كشتند تا به برنامه های تكونولوژیك عراق ضربه بزنند، اكنون دانشمندان ما را هدف گرفته اند.

دانشمندان ما سیاستگذار نیستند، آنها خدمتگذار كشور هستند. آنها مانند هر دانشمند دیگری در هر كجای جهان در راستای دانش و حرفه خود به ملت خود خدمت می كنند. دانشمندان هر كشور، نه تنها ثروت ملی كه ثروت جهانی هستند و باید حرمت اهمیت آنان در جامعه جهانی حفظ شود. همانگونه كه شما موشك اندازی كور را محكوم می كنید، چون مردم بیگناه و بی دفاع را آسیب می زند، و بمب گذاری های تروریستی كه مردم بیگناه را قتل عام می كند محكوم می كنید، چگونه قتل جوانان دانشمند ما را توجیه می كنید؟ مردانگی آنست كه از تاریكخانه خود برون آیید و شمشیرتان را برای جنایتكاران و دشمنان واقعی بشریت بركشید.

ملت ایران با تمدن كهن و انساندوستانه خود همیشه به دوستی و همزیستی با مردم جهان اندیشیده و حتی دشمنان بی تمدن و غارتگر خود را با فرهنگ والای خود رام و متمدن كرده است. شما كه شما ملت ما را هدف گرفته اید بجز نیكی از ملت ایران ندیده اید. شما هر كه هستید، نماینده ملت شریف خود نیستید. به آینده بیاندیشید. شما بخوبی می دانید كه ملت ایران حافظه ای تاریخی دارد و نخواهد توانست این رفتار وحشیانه شما را فراموش كند.

27 دی 1390

از شورای مركزی جبهه ملی ایران:

لقا اردلان، داود هرمیداس باوند، عیسی خان حاتمی، جمال درودی، كورش زعیم، شاهین سپنتا.

 

ترجمه بیانیه به انگلیسی:


Murdering a Nation’s Scientists

 Is Crime Against Humanity!

The timid whose method of opposing a country’s wrong foreign policy is killing its nation’s scientists are no different from terrorist clans such as al-Qaeda?  But, do they have the same level of intelligence?

Those who murdered all German scientists working in Egypt, killed tens of Pakistani scientists so they do not achieve making atomic bomb, killed tens of Iraqi scientists in order to destroy their technological foundation, are now targeting our scientists.

Our scientists are not policymakers, but technocrats serving their country. They are just like any other scientist anywhere in the world, serving their people through practice of their science and profession. Scientists are not just a national wealth, but a world treasure, and respect for their importance must be recognized and observed.

Just as you condemn blind rocket launching against innocent and defenseless people, and as you condemn terrorist bombings of public places mass murdering innocent people, how on earth can you justify murdering our defenseless young scientists? If you are so righteous and brave, come out of your dark crevices and draw your sword and hit the real criminals against humanity.

Iranian nation is one of the most civilized in the world and with a culture based on humanity, equality and peaceful coexistence with all peoples. Iranian Nation has even tamed the most violent uncivilized barbarians who invaded their country from time to time. And you, of all people, who have targeted us, have never experienced from us but goodness, friendship and support for your people.

Whoever you are, you are not true representative of your noble nation. You know well that Iranians have a long historical memory. Think of the future when our nation could not forgive your violent and inhuman ways.

Members Iran National Front Central Council:

Mahlagha Ardalan, Davud Hermidas Bavand, Jamal Darrudi, Isa Khan Hatami, Shahin Sepanta, Kourosh Zaim. 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

پیام ها: كشتن مردم مرز تركیه و عراق محكوم است

بیانیه گروهی از فعالان فرهنگی، روزنامه‌نگاران، و دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران


کشتن انسان‌های بی‌گناه 

در نوار مرزی ترکیه و عراق را محکوم می‌کنیم

 

در اسناد و منابع تاریخی گفته شده که کردها هزاران سال است با دیگر تیره‌های ایرانی در تمدن و فرهنگی یگانه نشو و نما یافته‌اند؛ تمدنی که خود نیز در شکل‌گیری‌اش نقش داشته‌اند. هر چند میان بخشی از سرزمین این تیره‌ی ایرانی با دیگر بخش‌های ایران‌زمین، دست‌کم از هنگام قدرت‌گیری عثمانی‌ها بر آناتولی، دیوار جدایی گذاشته شده است اما آنان هیچ‌گاه پیوندهای فرهنگی‌شان را با ایران و ایرانیان نگسسته‌اند.

چندی پیش، گروهی از این هم‌خانمانان، در پی یورش جنگنده‌های ارتش ترکیه، هدف بمباران قرار گرفته و کشته شدند. هر چند چنین وضعیتی برای کردها پیشینه دارد و دست‌کم در تاریخ معاصر نمونه‌های بسیاری را می‌شود در امپراتوری عثمانی، دولت‌های ملی‌گرای ترکیه و دولت بعث عراق گواه گرفت اما امید می‌رفت پس از سقوط صدام‌حسین ـ که بانی فجایع انسانی بزرگی چون رویداد حلبچه بود ـ و تلاش دولت‌های ترکیه برای پیوستن به اروپا این روند متوقف شود.

ما امضاکنندگان بیانیه‌ی زیر، ضمن اعتراض به هر گونه حرکت مسلحانه ـ به‌ویژه فعالیت گروه کوچک مشکوکی که اسلحه‌اش را به سوی ایران نشانه گرفته و باعث شده تا از حساسیت جامعه‌ی مدنی و روشنفکران ایرانی نسبت به مشکلات این هم‌تباران کاسته شود ـ این عمل غیرانسانی را محکوم کرده و، ضمن اظهار هم‌دردی با بازماندگان این حادثه، هر دو سو را به حل مسالمت‌آمیز مسأله از راه گفت‌وگو دعوت می‌کنیم، هر چند به نظر می‌رسد در گام نخست، رفع تبعیض‌های ساختاری و سیاست‌های نهادینه‌ی نفی موجودیت اقلیت‌های قومی در کشور ترکیه گامی کارساز باشد.

هم‌چنین فعالان حقوق بشری جامعه‌ی بین‌المللی و رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های ایرانی، را به توجه بیشتر به این موضوع دعوت می‌کنیم.

26 دی 1390 (16 ژانویه 2012)

امضاکنندگان (گروهی از فعالان فرهنگی / روزنامه‌نگاران / دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران):

محمد آقاعلیخانی، حسین آقاعلیخانی، شهرام اباذری، آزاده احسانی، آرزو احسانی، ارمغان احسانی، ندا احمدی لفورکی، ساناز افتخارزاده، علی‌رضا افشاری، هومن اسکندری، نوذر اسمعیلی، حمید امان‌اللهی، مینا بابایی، علیرضا بوستانی، روزبه پارساپور، فرزاد پورمرادی، پیمان حریقی، فریدون حسینی، نوروز رجبی، مسعود رضایی، علی رستمی، کورش زعیم، زاگرس زند، ناهید زندی، حیدر زندی، داوود دشتبانی، ویدا دهقانیان، شاهین سپنتا، امیر شیخ‌الاسلامی، مهدی شمسایی، امین طباطبایی، علیرضا صادقی‌امیری، علیرضا صادقی، اتابک صادقی، مجتبی عالیخانی، کامیار عابدی، ابراهیم عبدالله‌زاده، عقاب علی‌احمدی، علی علی‌بابایی، سجاد علی‌بیگی، محسن قاسمی‌شاد، علی قادری، سوگل قائمی، محمدرضا قدری، حامد کاظم‌زاده، حجت کلاشی، مجتبی گهستونی، الهه معروضی، یاسر موحدفرد، میثم موحدفرد، معتصم مسلم، مهرنوش نجفی‌راغب، مسعود نوری‌پیام، علیرضا هادیان، علی هنری، حمیدرضا ولی‌پور.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: میراث فرهنگی و تاریخی ایران، خاور میانه و افریغا،     | نظرات()

سخنرانی: در انجمن دوستی ایران و تاجیكستان

سخنان كورش زعیم در انجمن دوستی ایران و تاجیكستان

20 دی 1390 (10 ژانویه 2012)

من سپاسگزارم كه مرا دعوت كردید و اجازه دادید در این نشست كه بمناسبت فراخوان برای اعطای كتاب به كتابخانه ملی تاجیكستان بر پا شده شركت كنم. من همچنین از آقای دكتر مجتهد شبستری، رییس هیئت مدیره، آقای احمدپور، مدیرعامل، و البته پروفسور میرزا ملااحمد، مدیر انجمن دوستی تاجیكستان و ایران در دوشنبه سپاسگزاری می كنم.

هنگامی كه من شنیدم انجمن دوستی ایران و تاجیكستان بوجود آمده و راه تماس ما مردم ایران با هم میهنانمان در تاجیكستان باز شده، چنان شادمان شدم كه انگار پاره تنم را یافته ام یا فرزند گمشده ام پیدا شده است. ما بدون تاجیكستان كامل نیستیم و تاجیكستان بدون ما. من از اینكه كتابخانه جدید و بزرك ملی تاجیكستان بخش عمده ای از امكاناتش را به كتابهای فارسی و ادبیات، هنر، تاریخ و دانش ایران اختصاص داده است بسی خوشحال شدم و بی درنگ شماری كتاب ناقابل به كتابخانه هدیه كردم و نیز از ناشرانی كه با من آشنا هستند خواهم خواست كه كتابهای زیادی را به این كتابخانه هدیه كنند.

 ما به تاجیكستان بخاطر فرهنگ و ادبیات فارسی بس مدیون هستیم، به خاطر وفاداری به فرهنگ نیاكانی به مردم تاجیكستان مدیون هستیم. آنها هفتاد سال زجر كشیدند و زیر فشار فرهنگ تحمیلی، زبان و فرهنگ نیاكان خود را حفظ نمودند؛ ولی هنگامی كه بیست سال پیش به ما نیاز داشتند، ما تنهایشان گذاشتیم. برای كمك به پیشرفت تاجیكستان نمی توانیم به دولتها تكیه كنیم، زیرا آنها منافع ملتهای خود را درك نمی كنند، ما مردم خود باید همت كنیم. ما ایرانیان باید فعالیت های اقتصادی و فرهنگی خود را در تاجیكستان افزایش دهیم، انگار كه پاره ای از ایران و وطن ماست، زیرا بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی ماست.

من در همان بیست سال پیش كه شوروی فروپاشید و تاجیكستان همراه با دیگر كشورهای آسیای مركزی و قفقاز آزاد و مستقل شدند، پیشنهاد كردم كه دولت ایران بیدرنگ برای كودكان دبستانی این كشورها كتابهای درسی فارسی بفرستد. آنها فقط كامیونهای پر از كتاب دینی به زبان عربی دریافت كردند. دبستانهای این كشورها در فقدان كتاب فارسی به كتابهای غیرفارسی روی آوردند. وزیر آموزش و پرورشی كه درخواست این كشورهای ایران دوست را نادیده گرفت خیانتی بزرگ به فرهنگ و ملت ایران كرد كه شاید هرگز نتوانیم جبران كنیم. ولی تاجیكستان خوشبختانه با تلاشهای دوست فقیدم زنده یاد دكتر پرویز ورجاوند و پایمردی سفیر ایران و فرهیختگان تاجیك از این كجروی فرهنگی تا حدودی مصون ماند و سرانجام كتابهای فارسی دریافت كردند. (در همان زمان از وزارت آموزش جمهوری آذربایجان پیش من آمدند كه به دولتتان بگویید، ما كتاب دینی عربی نمی خواهیم، ما كتاب دبستانی فارسی می خواهیم.)

من در مقاله هایی در سال 1370 و 71، همچنین پیشنهاد كرده بودم كه روادید سفر میان دو كشور باید لغو شود و برای رفت و آمد تاجیكان به سرزمین نیاكانشان حتی نیازی به گذرنامه نباشد. اگر دولت تاجیكستان نمی پذیرفت، ما باید این كار را یكسویه انجام می دادیم. همچنین پیشنهاد ایجاد یك اتحادیه اقتصادی و فرهنگی در میان كشورهای گستره فرهنگ ایرانی را كردم، واینكه ایران باید بویژه در تاجیكستان سرمایه گذاری كند و مردم را هم تشویق به سرمایه گذاری كند تا اقتصاد آنها پویا شود. دولت روسیه هنگامی كه از كشورهای آسیای مركزی و قفقار و ارمنستان و غیره بیرون می رفت تمام صنایع عمده آن كشورها را با بردن بخشهای حساس كارخانه ها و بیرون بردن كاركنان فنی كه همگی روس بودند، صنعت را خواباند و اقتصاد این كشورها در هم شكست. ما باید می رفتیم و این صنایع را ترمیم و بازسازی می كردیم. باید بندرهای جنوبی خود را در دسترس این كشورها می گذاشتیم و برای پیوند با آنها راه آهن و راه می ساختیم. ما بزرگترین فرصت تاریخی خود را، از زمان خیانت فتحعلی شاه با از دست دادن این بخشهای گرانبهای ایرانزمین، به علت نادانی و فقدان آینده نگری آسان از دست دادیم.

اكنون، ما به مردم تاجیكستان بدهكاریم. آنان چشم امیدشان به ما بود و ما در بدترین شرایط تنهایشان گذاشتیم. من به نوبه خود بخاطر سیاستهای نادرست دولتهایمان از مردم تاجیكستان پوزش می خواهم. امیدوارم در آینده بتوانیم دین خود را به آنان ادا كنیم و در پویایی و پیشرفت اقتصادی و همبستگی فرهنگی میان دو كشور كوشا باشیم.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: خاور میانه و افریغا، میراث فرهنگی و تاریخی ایران،     | نظرات()

نوشتار: مردان بزرگ جبهه ملی ایران - شمس الدین امیرعلایی

دكتر شمس الدین امیرعلایی، 
وزیر كشور، وزیر مشاور و معاون دكتر محمد مصدق


در منزل كورش زعیم - 11 بهمن 1370

دكتر شمس الدین امیر علایی، فرزند نجدالدوله، نوه نظم السلطنه، نتیجه رحیم خان علاء الدوله دولو قاجار، متولد 1279 در تهران و قربانی قتل های زنجیره ای در 1373. 
    تحصیلات ابتدایی را در مدرسه سن لویی تهران و متوسطه را در دارالفنون گذراند سپس وارد مدرسه حقوق تهران را شد. در 1309 برای ادامه تحصیل به اروپا اعزام شد و درجه لیسانس حقوق اخذ كرد. پس از بازگشت به تهران در دادگستری بكار مشغول شد. چندی دادیار و بازپرس بود، سپس همراه علی اكبر داور به وزارت دارایی رفت و معاون اداره كل مالیات های مستقیم شد. پس از درگذشت داور به دادگستری بازگشت و سمت هایی را مانند مستشاری استیناف، ریاست اداره فنی، ریاست اداره كانون وكلای دادگستری، ریاست شعبه 2 استیناف، ریاست دادگاه جنایی را بر عهده گرفت. در 1322 به دادستانی دیوان كیفری كاركنان دولت منصوب شد. در این سمت قاطعانه علیه فساد اداری عمل نمود و پرونده های بسیاری از مقامات را بیرون كشید و آنها را تحت پیگرد قرار داد. از جمله در میان پرونده های مقام های بلندپایه، پرونده سوء استفاده سرلشكر ظفر الدوله مقدم استاندار آذربایجان بود كه اتهامات زیادی در خرید خواربار داشت. دستور بازداشت او را صادر كرد و مطبوعات تندرو به تایید اقدامات او پرداختند و جنجال ها برانگیختند. عده ای نیز در صدد مختومه كردن موضوع برآمدند. هر چه از طرف مقامات به او فشار آوردند كه از تعقیب صرف نظر كند، زیر بار نرفت. سرانجام منصور السلطنه عدل را كه آذربایجانی بود به دادگستری فرستادند تا در امیرعلایی نصیحت كند، اما نصیحت وی موثر نیفتاد تا اینكه او را از دادستانی دیوان كیفر كاركن دولت برداشتند و در دادستانی استان مركزی گماشتند. امیر علائی از پذیرش سمت جدید خودداری كرد و مبارزه اش را با وزیر دادگستری به مجلس كشاند و مطبوعات نیز آتش این مبارزه جویی را دامن زدند.
    منصور السلطنه عدل برای او حكم انتظار خدمت صادر كرد، ولی وی به صورت قهرمان مبارزه با فساد درآمده بود. سرانجام منصور السلطنه عدل از وزارت دادگستری كنار رفت و جای خود را به نصر الملك هدایت سپرد و او هم برای جبران گذشته، امیر علایی را به مستشاری دیوان عالی كشور منصوب نمود. اگرچه در این سمت به ظاهر ارتقای مقام یافته بود، اما در واقع در این سمت برای فعالیت و مبارزه با فساد اداری كه از اهداف او و خیراندیشان به حال ملت و دولت بود، میدان نداشت.
    در بهمن 1324، در كابینه قوام السلطنه به كفالت وزارت كشاورزی منصوب شد. در ترمیم كابینه مقام وزارت گرفت و در سه ترمیم كابیته مقام وزارت را حفظ كرد، ولی به علت اختلافاتی كه با برخی از وزیران از جمله امیراحمدی پیدا كرد، از عضویت دولت كنار گذاشته شد.
    در سال 1328 به جبهه ملی ایران پیوست و از یاران وفادار دكتر مصدق بشمار آمد. در 1329 رزم آرا از وی برای عضویت در كابینه دعوت كرد. او كه در آن تاریخ عضو جبهه ملی و همرزم دكتر محمدمصدق در مبارزات ملی كردن صنعت نفت بود، به بهانه های مختلف از پذیرفتن همكاری سرباز می زد. سرانجام دكتر مصدق به او اجازه داد با دولت همكاری كند، اما سمت وزارت را نپذیرد. او استانداری گیلان را پذیرفت. پس از قتل رزم آرا، حسین علاء مامور تشكیل كابینه شد. امیرعلایی در كابینه وی سمت وزارت دادگستری را پذیرفت. پس از تشكیل حكومت دكتر محمدمصدق، او عضو اصلی كابینه بود. نخست وزیر اقتصاد ملی، سپس وزیر كشور، وزیر دادگستری، وزیر مشاور و معاون نخست وزیر و بازرس دولت در بانك ملی شد. در جریان خلع ید، به علت اعتماد فوق العاده ای كه دكتر مصدق به او داشت، با حفظ سمت وزارت، به عنوان مامور فوق العاده دولت به استانداری خوزستان منصوب شد وجریان خلع ید را از نزدیك زیر نظر گرفت.
    در 1331 به علت اختلافاتی كه بین آیت الله سید ابوالقاسم كاشانی و طرفدارانش در دولت با امیرعلایی پیدا شده بود، دكتر محمد مصدق او را به وزیر مختاری ایران در بلژیك منصوب نمود و تا 28 مرداد 1332 در آن سمت باقی بود. پس از سقوط دولت مصدق با كودتای 1332، از سمت خود استعفا كرد. سرلشگر زاهدی استعفایش را نپذیرفت و او را در مقام سابق تثبیت نمود، ولی امیر علایی از همكاری با دولت زاهدی خودداری كرد و زاهدی ناچار استعفایش را پذیرفت، ولی همه نشان هایی را كه به او اعطا شده بود از او پس گرفت.
    امیرعلایی مدتی در اروپا بود، بعد به تهران آمد و فعالیت های سیاسی خود را در چارچوب جبهه ملی ایران از سر گرفت. دولت زاهدی وی را توقیف كرد و به زندان برازجان فرستاد. پس از چندی به زندان یزد انتقال پیدا كرد. پس از آزادی از زندان به اروپا رفت و تحصیلات خود را ادامه داد. امیرعلایی در دو نوبت از دانشگاه سوربن درجه دكترای دانشگاهی و دولتی گرفت.
    در دوران پهلوی غالبا زیر فشار و همیشه زیر نظر ماموران امنیتی بود. مدتی از عمرش را در زندان و تبعید به سر برد، ولی به هیچ وجه از عقاید صرفنظر نكرد. 

من در سال 1358 افتخار آشنایی با دكتر امیرعلایی را پیدا كردم. این آشنایی بزودی تبدیل به دوستی شد و ایشان همیشه افتخار حضور در خانه من را می دادند. روزهای 14 اسفند و 29 اردیبهشت همیشه با ایشان و دكتر غلامحسین مصدق و دكتر سعید فاطمی به احمدآباد می رفتیم. در سالهای 1370 اتا 1373 تقریبا هر سه شنبه منزل ما بودند. او متعصبانه از دكتر مصدق ستایش می كرد. سخنرانی های او در احمدآباد بسیار تند و آتشین بود، من تنها كسی بودم كه اجازه می داد متن سخنرانیش را بخوانم و پیشنهادهایی برای تغییرات بدهم. افزون بر فعالیت سیاسی، چندین كتاب نوشت و ترجمه كرد. مخلف مجازات اعدام بود و با اندیشه من كه مجازات زندان نیز باید كم كمك حذف شود موافق بود. او مردی بسیار جدی، رك گو، و منظم و البته خیلی زود رنج بود. دكتر امیرعلایی علی رغم سن بالا، از تندستی كامل برخوردار و سر حال بود و همیشه با قامت راست راه می رفت بنظر می رسید كه سالهای زیادی عمر كند

دكتر امیرعلایی در سال 1373 در خیابان مورد حمله یك چماقدار قرار گرفت كه او را در اغما فرو برد. خبر رسمی این بود كه با یك وانت تصادم كرده است. من او را بی درنگ بزور از بیمارستان شریعتی در تجریش كه او را برده بودند با آمبولانس به بیمارستان ایرانمهر منتقل كردم و در آنجا خواهرزاده او و همسر من بیست و چهار ساعته از او پرستاری و محافظت می كردند، زیرا من می ترسیدم او را با آمپول تمام كنند. پس از چندی با كمك پزشگان و پرستاری دلسوزانه حالش بهتر شد و اطرافیان را كم كم می شناخت و راه رفتن در راهرو را با كمك پرستاران آغاز كرده بود. بزودی پس از آغاز بهبودی ناگهان خبر دادند كه امیرعلایی فوت كرده است. در پرس و جو معلوم شد كه یك پرستار ناشناس نیمه های شب به او آمپول زده است. 
امیر علایی دو كتاب دیگر هم نوشته بود كه برای ویرایش  و چاپ در اختیار من گذاشته شد. این كتابها كه آماده چاپ بود همراه با كتابی از خودم كه آماده چاپ بود در نیمه های شب از دفتر كار من دزدیده شد.
     


"دكتر امیرعلایی در پیشگفتار كتابش بنام "مذاكرات مصدق و هریمن" چاپ 1369، نوشت:


از آقای مهندس كورش زعیم، آزادمرد ملی كه از ترغیب و تشویق من در تهیه و ترجمه این كتاب دریغ نفرمودند و مرا در این امر یاری دادند و پیوسته در خدمات ملی و میهنی پیش قدم بوده اند نیز سپاسگزاری می نمایم. آنان كه بدون هیچ انگیزه مادی و دیگر جهات جز به منافع كشور و وصول به آزادی فكر نمی كنند، اجرشان به مراتب بیشتر از كسانی است كه برای تامین منافع شخصی آزادی را حربه پیشرفت مقاصد خویش قرار می دهند. بی شك، آقای زعیم در زمره چنین اشخاصی است.

دكتر شمس الدین امیرعلایی

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

فرتور: نشست سازمان مهندسان جبهه ملی

نشست سازمان مهندسان جبهه ملی ایران

تهران - 1386




از راست به چپ: حمیدرضا خادم، احمدی، احمد فرخی، حبیب یكتا، آرش رحمانی، كورش زعیم، مجید ضیایی، اشكان رضوی
 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

فرتور: نشست شورای مركزی جبهه ملی ایران-1386

نشست شورای مركزی جبهه ملی ایران

منزل كورش زعیم - 12 خرداد 1386 



نشسته از راست به چپ: حسین شاه حسینی، داود هرمیداس باوند، عبدالعلی ادیب برومند
 ایستاده از راست به چپ: خسرو سعیدی، محسن فرشاد یكتا، ابوالفضل نیماوری، سید حسین موسویان، پریچهر مبشری، كورش زعیم، مه لقا اردلان، مهدی مویدزاده، جمال درودی، فرشید افشار، پرویز ورجاوند، مرتضی بدیعی
   

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

فرتور: شخصیت های جبهه ملی ایران در احمدآباد-1371

شخصیت های جبهه ملی ایران در احمدآباد-1371 
احمدآباد - 29 اردیبهشت 1371


از راست به چپ: داریوش فروهر، كورش زعیم، حسن لباسچی، علی اردلان  

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

فرتور: نشست سران جبهه ملی ایران-1373

یكی از نشست های سران جبهه ملی ایران در دهه 70
منزل كورش زعیم -  1373

از راست به چپ: دكتر علی رشیدی، (بانو مینو رشیدی)، دكتر مه لقا اردلان، ... ، دكتر مسعود حجازی، مهندس نظام الدین موحد، كورش زعیم، دكتر سعید فاطمی، دكتر پرویز ورجاوند، خسرو سیف، (بانو ورجاوند)، عبدالعلی "ادیب" برومند


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

پیام ها: شادباش زایش مسیح و سال 2012

پیام شادباش زایش عیسا مسیح و سال 2012 میلادی

به هم میهنان مسیحی در سراسر جهان

 

بزرگداشت زایش حضرت عیسا برای ما ایرانیان كه پشتوانه تاریخی و فرهنگی آن را به جهان هدیه كرده ایم، معنایی بس ژرفتر از بزرگداشت یك پیامبر مسالمت جو و مردمی دارد. میلاد مسیح نماد قدرت فرهنگی ونفوذپذیری اندیشه خداشناسی انساندوستانه و زیبای ایرانی است. افسانه زیبای پاكی مادر پیامبر، فرستادن سه سفیر از سوی ایران به پلستین برای پشتیبانی مالی و نظامی از مادر مقدس حضرت عیسا، نگهداشت آیین های ایرانی در مراسم مذهبی مسیحی و برپایی كلیساها و مسجدها بر روی مهرابه های ما در سراسر آسیا و اروپا، نشانگر بنیادی بودن اندیشه ایرانی در فرهنگ غرب است.

من همچنین فرارسیدن سال 2012 میلادی را به همه هم میهنان مسیحی در سراسر جهان شادباش می گویم و نوید می دهم كه سال نو  سال تحول در راستای سعادت ملت ایران خواهد بود. ما ایرانیان می توانیم این سال نو را سال سرآغازی نو به شمار آوریم.

روند پاكسازی جهان از حكومتهای دیكتاتوری و ضد مردمی در طی دهه گذشته نشانگر این است كه جامعه بشری خود را برای تمدنی نوین آماده می كند. جهانی شدن هرگز بدست نخواهد آمد مگر اینكه حكومتهای همه کشورهای جهان مردمسالار گردند و رعایت حقوق بشر در سراسر جهان نهادینه شود.

درطی دودهه 1960 تا 1980، بیش از60 کشور جهان از دیکتاتوری ومستعمرگی به نوعی مردمسالاری تبدیل شدند، كه پایان این سیل دموكراسی، فروپاشی شوروی و آزادی 15 كشور از بردگی عقیدتی بود. این روند با سرعت و گاهی با زور ادامه پیدا كرده است. در دهه آغازین هزاره سوم، كشورهایی مانند عراق، افغانستان، زیمبابوه، تونس، مصر، لیبی، ساحل آج، یمن، سوریه، بحرین و برمه دچار همین تحول بایسته و گریزناپذیر شده اند؛ و كشورهایی مانند اردن، سودان، اریتره، سومالی، عربستان، ... و سرانجام كره شمالی در صف نوبت ایستاده اند. جمهوری آذربایجان و كشورهای آسیای مركزی هم در طی پنج سال آینده متحول خواهند شد. این تحولات نشانه اراده جامعه بشری برای دستیابی به آرمان آزادی مدنی، برابری حقوق بشری و یكپارچگی سیاسی و اقتصادی در سراسر جهان است. كورش بزرگ بنیانگذار این آرمان بزرگ در بیست و شش سده پیش بود. او بود كه نظم نوین جهانی را پایه گذاری كرد و رهایی از بردگی عقیدتی و اقتصادی و آزادی اندیشه و آزادی گزینش را حق مسلم انسانها اعلام نمود.

حكومتهای خودكامه که یکصد سال پیش اکثریت کشورهای جهان را تشکیل می دادند، اکنون فقط انگشت شمار هستند؛ و آنها كه باقی مانده اند از سرنوشت امثال طالبان، صدام حسین، قذافی و بزودی بشار اسد عبرت بگیرند. آنها باید "امروز" به صدای ملتهای خود و ضروریات جهان امروز پاسخ بدهند كه دیگر فردایی برایشان وجود ندارد.

كورش زعیم

4/10/1390

Merry Christmas and Happy New Year 2012

To all Christian Iranians around the World

 

Commemorating the birth of Christ has much deeper meaning than just honoring a prophet of peace and humanity for us Iranians, who’ve provided its historical and cultural background. Christmas is the symbol of Iranian cultural strength and the influence of Iranian beautiful and humane theology. The beautiful myth of purity of Prophet’s mother, the three emissaries from Iran to give financial and military support for her, durability of Mithraism beliefs and rituals in Christianity and construction of altars over our mihrabs and churches and mosques over our ancient places of worship throughout Asia and Europe, shows Iranian thought and culture as the foundation of Western culture.

I also wish a happy and successful New Year 2012 for all Iranian Christians around the world, and foresee that the year will witness substantial changes in line with pursuit of happiness for the Iranian nation. We Iranians can consider the New Year a new beginning.

          During the decades of 1960 and 70 more than sixty countries changed from dictatorship and colonial rule to democracies, the end of which was the disintegration of Soviet Union and freeing of 15 nations from political slavery. This trend is continuing in rapid pace by choice or by force. In the first decade of the third millennium, countries such as Iraq, Afghanistan, Zimbabwe, Tunisia, Egypt, Libya, Ivory Coast, Yemen, Syria, Bahrain and Burma faced the force of this must and inevitable change. Countries like Jordan, Sudan, Eritrea, Somalia, Saudi Arabia, and finally North Korea are waiting in cue. Azerbaijan Republic and Central Asian states will submit to the winds of change within five years. 

The trend of cleansing the world of tyrannical and corrupt governments during the past decade shows that the world community is preparing for a new civilization.  Globalization will never be achieved unless all countries in the world democratize and human rights become institutionalized. This is the will of the human society in order to achieve a new world order of political unity based on civil rights, equality and human rights. This ideal of a new world order of political and economic unity based on civil liberties, freedom of choice  and free of doctrinal and economic slavery was first established by Cyrus the Great some 26 centuries. 

     Tyrannical governments which governed majority of the countries of the world some hundred years ago are now but a few. And those still remaining must take hint from what happened to Taliban, Saddam Hussein, Qaddafi and soon Bashar al-Assad. It is “today” that they must answer the call of their peoples and accept the inevitable, for they no longer have a tomorrow.

 Kourosh Zaïm

(December 31, 2011)

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: میراث فرهنگی و تاریخی ایران،     | نظرات()

فرتور: نشست مشترك رهبری-اجرایی جبهه ملی - 1385

نشست مشترك هیئت های رهبری و اجرایی جبهه ملی ایران
منزل كورش زعیم - 1385 


از راست به چپ: دكتر خسرو سعیدی، كورش زعیم، مهندس نظام الدین موحد، دكتر مه لقا اردلان، دكتر پرویز ورجاوند، سرلشگر ناصر فربد، دكتر سید حسین موسویان، دكتر مهدی مویدزاده.



نوشته شده در تاریخ شنبه 3 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

فرتور: شخصیت های جبهه ملی ایران در احمدآباد-1384

شخصیت های جبهه ملی ایران در احمدآباد مصدق
14 اسپند 1384 

از راست به چپ: دكتر علی اكبر نقی پور، كورش زعیم، دكتر پرویز ورجاوند، خسرو سیف، (یكی از جوانان جبهه ملی)، مهندس عباس امیرانتظام

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 دی 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

فرتور: نشست سران جبهه ملی ایران 1372

یكی از نشست های سران جبهه ملی ایران در دهه 70
منزل كورش زعیم - 1372 

از راست به چپ: سرلشگر ناصر فربد، دكتر علی رشیدی، علی اردلان، كورش زعیم، دكتر پرویز ورجاوند، دكتر مه لقا اردلان، حسن لباسچی
ایستاده: بانو رشیدی، بانو لباسچی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 آذر 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

فرتور: شخصیت های جبهه ملی ایران در زادروز مصدق

شخصیت های جبهه ملی ایران در زادروز دكتر محمد مصدق

احمد آباد: 29 اردیبهشت 1368 


از راست به چپ: ناصر كمیلیان، داریوش فروهر، كورش زعیم، حسن لباسچی، محمود مانیان، علی اردلان، پرویز ورجاوند

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 آذر 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()

فرتور: شخصیت های ملی در احمدآباد- 1363

شخصیت های ملی در مراسم بزرگداشت مصدق
14 اسپند 1363 

از راست به چپ: كورش زعیم، دكتر غلامحسین مصدق، مهندس مهدی بازرگان، دكتر شمس الدین امیرعلایی، نفر پنجم ؟؟؛ پشت سر: سرایدار احمدآباد، خسرو سیف و 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 آذر 1390    | توسط: کورش زعیم    | طبقه بندی: جبهه ملی ایران،     | نظرات()